محمد موسوى بجنوردى

131

مقالات اصولى ( فارسى )

است . در واقع ، أصالة الظهور يك اصل عقلايى است و ظاهر كلام دلالت بر مراد متكلم دارد ، از باب اينكه ظهور حكايت از مراد متكلم مىكند . پس ، اجمال و تبيين محصور به الفاظ نمىشود و از اوصاف الفاظ و مرادات است . و همان‌طورى كه اجمال و تبيين در مداليل افراد مىآيد ، در مداليل جمل نيز وجود دارد . [ اجمال و تبيين از معانى اضافى هستند ] نكتهء ديگر اين است كه اجمال و تبيين از معانى اضافى هستند نه از معانى حقيقى . ممكن است كلام يا لفظى نزد يك فرد مجمل باشد و همان كلام يا لفظ نزد شخص ديگر مبين باشد . چون وى يك رشته اطلاعات دارد كه سبب مىشوند كلام يا لفظ نزد وى واجد هيچ‌گونه ابهامى نباشد ، در اين حالت قهرا كلام و يا جمله نزد وى مبين است ؛ اما ، به واسطهء فقد بعضى اطلاعات ، همين كلام يا جمله نزد ديگرى مجمل خواهد بود . پس چون اجمال و تبيين از معانى حقيقى نيستند ، نزد همه به‌طور يكسان مجمل يا مبين نمىباشند ، بلكه از معانى اضافى هستند و ، بنابراين ، نسبت به اشخاص و مكانها و زمانها فرق مىكند - . البته از براى مجمل و مبين يك رشته جمله و لفظ ذكر شده است كه ظهورشان بين معانى متعدد مردد است . مثلا ، در باب مغالطهء ممارات ، گفته‌اند كه سؤال شد : افضل اصحاب رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) كيست ؟ در جواب پاسخ داده شد : « من بنته فى بيته » ، يعنى آن كسى كه دخترش در خانهء اوست . در اين پاسخ ، آن‌كس ممكن است مولا امير المؤمنين باشد ، از باب اينكه دختر پيغمبر اكرم فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) در خانهء اوست . و يا آن‌كس ممكن است ابو بكر باشد ، از باب اينكه دختر وى عايشه در خانهء پيغمبر اكرم است . پاسخ به سؤال طورى داده شده است كه ظهور آن در يك معنى منعقد نمىشود ، در نتيجه مجمل است . نيز از عقيل نقل شده است كه وقتى معاويه از وى خواست برادرش على عليه السلام را لعن كند ، وى بالاى منبر رفت و گفت « أمرنى معاويه أن أسبّ عليا ألا فالعنوه . » ممكن است « ألا فالعنوه » به خود معاويه برگردد ، و ممكن است به على عليه السلام برگردد . ابهام مذكور ناشى از جهت اشتراك عود ضمير است . در مورد اجمال و تبيين ، يك رشته از آيات و روايات و جمل مورد شبهه قرار گرفته‌اند كه آيا مجملند و يا مبين - از جمله آيهء سرقت و آيهء « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ » و آيهء « أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ » يا « لا صلاة